سی نما - شلم شوربای قهرمانان نو پا، نقدی بر فیلم «جوخه انتحار»

شلم شوربای قهرمانان نو پا
 
نقدی بر فیلم «جوخه انتحار»
شاید دیدن فیلم برای نوجوانان کمی خوشایند باشد، اما ساخت و پرداخت و نشان دادن تعداد بی شماری قهرمانان مختلف در یک فیلم دو ساعته بسیار بد و به شدت غیر حرفه ای است. دلایل بی شماری است برای این که دی سی در این سالها تلاش برای بزرگ کردن فیلم های صنعت کامیک بوک های عظیم خود را دارد اما ساخت فیلم با ابعادی که متاسفانه قهرمانان فیلم در دو بعد شخصیتی قرار دارند شاید قابل هضم نباشد. 
در واقع قهرمانان فیلم جوخه انتحار در عمل و در ذات خود قاتل ها و روانی ها و فراانسان ها و دیوانه های زنجیری هستن که برای جامعه انسانی بسیار خطرناک هستند، اما دی سی تلاش بسیاری کرده است که نشان قهرمانی به سینه شان بزند و سعی کند بعد دوم باطنی آنها که در واقع شاید احساس انسانی است را نشان دهد. احساس انسانی به نام عشق که در تک تک شخصیت ها قهرمان و لایه های مختلف میخواهد به تصویر بکشد. اما مشکل در چیست ؟ و چرا شخصیت ها با اینکه رزومه ای چند دقیقه ای از آنها به بیننده داده میشود،  احساس یک قهرمان را نمی دهند ؟ و فقط احساس شخصیتی با بعدی که دارای قدرت ذاتی است را بیان می کند . 
در اینجا باید برگردیم به قهرمانان مارول ( Marvel ) و کمی در مورد قهرمانان مارول صحبت کنیم که درواقع شاید رقیب به شدت خوب دی سی ( DC )،که هم از لحاظ شخصیت پردازی و هم از لحاظ قهرمان پروری از دی سی در سطح بالاتری قرار دارند.
مارول با اینکه اولین مجموعه انتقام جویان (آونجرز) را در سال 2012 به نمایش عمومی در آورد اما تمامی شخصیت های موجود در  فیلم انتقام جویان، از گذشته در تعدادی از فیلم های جدا مورد کنکاش شخصیت و رفتار شده بودند و همین موجب ثبت قهرمانان مارول در ناخودآگاه بینندگان و کامیک دوستان شده است .
مارول شخصیتی چون کاپیتان آمریکا را در واقع در سال 1941 خلق کرد و در سال 2011 رسماً فیلمی شاخص از کاپیتان امریکا را نشان داد که  به شدت به شخصیت کاپیتان امریکا پرداخت. در واقع شخصیت قهرمان کامیک را به صورت تک نفره به دنیا معرفی کرد و به مرور وارد گردونه ای به نام انتقام جویان قرار گرفت .یا مثلا شخصیت مرد آهنی در سال 1963 خلق شد و بعد سه گانه مرد آهنی به کنکاش شخصیت مرد آهنی پرداخت . شخصیت هالک که با دو فیلم مجزا به کنکاش شخصیت او پرداخته شد .شخصیت ثور که باز هم با سری فیلمهای ثور مطرح شد .و شاید محبوب ترین شخصیت مرد عنکبوتی که تا به امروز بیشمار فیلمهای جداگانه ای از او ساخته شده است.
مارول در واقع با استفاده از خاطرات جمعی و ناخودآگاه ما که از قبل با شخصیت های قهرمانان همزات پنداری می کردیم به دوره ای جدید از قهرمان سازی رسید که به انتقام جویان (آونجرز) مشهور شد و همین باعث پیشرفت فیلمهای مارول نسبت به دی سی می باشد .
اما جوخه انتحار بیشتر از حد در تخیل فرضیه ها قرار گرفته است که به دنبال چشم اندازهای بصری از رنگ و نور و دعوا و کشت کشتار هست تا ساخت شخصیتی که بیننده بتواند به عنوان شخصیتی قابل قبول و قهرمان بپذیرد .فیلم در 20 دقیقه اول تمامی شخصیت ها را با یک فلش بک نشان میدهد و کاملا این نوع نشان دادن شخصیت ها به هیچ وجه ناخودآگاه بیننده را در گیر نمیکند بلکه به شدت ناشیانه و اشتباه است .
فیلم نه تنها شخصیت ها را استوار نشان نمیدهد بلکه خیلی سطحی و غیر قابل ملموس به آنها می پردازد. برگردیم به شخصیتی به شدت مهم که متاسفانه در جوخه انتحار ارزش بصری و توانایی های فردی شخصیت کاملا تخریب می شود و آن شخصیتی نیست جز شخصیت جوکر ؛ شخصیتی به شدت کاریزماتیک که بیننده از سالهای قبل با تصویر کامل و شاهکار هیث لجر به ذهن سپرده بود و میتوان گفت که جرد لتو به هیچ وجه در خلق شخصیت جوکر موفق نمی شود.شخصیت جوکر پر از درون مایه های درونی و ذهنی می باشد که در شوالیه تاریکی 2008 ساخته نولان به شدت کامل و دقیق ترسیم شده بود و متاسفانه در جوخه انتحار به لایه های بیرونی شخصیت پرداخته می شود . 
جالب تر زمانیست که بود و نبود شخصیت جوکر در فیلم جوخه انتحار هیچ ارزشی از فیلم کم نمیکند   و حتی اگر شخصیت جوکر در فیلم نباشد و فقط با اولین فلش بک در مورد رابطه هارلی و او بیان شود، خیلی راحت می شد شخصیت جوکر را نادیده گرفت.
فیلم در واقع  سعی به نشان دادن جنگ خیر علیه شر می باشد و شخصیت های محوری داستان در تقابل بدمن داستان قرار میگیرند اما سوال اساسی اینجا مطرح می شود که جوکر چه نقشی در داستان اصلی فیلم دارد ؟ و چرا باید گهگاه در زمانی که داستان پردازی به شاخه های فرعی کشیده می شود وارد داستان شود ؟ و پر از اداهای غیر درونی و مضحک برای بیننده خودنمایی کند و هر وقت کارگردان احساس کند که لازم است از داستان بیرون برود ؟
حتی اگر در مورد شخصیت های دیگر داستان بخواهیم بپردازیم، به شدت باز هم فقط لایه های سطحی شخصیت به نمایش گذاشته شده است . 
مثلا شخصیت هارلی با اینکه در مواردی بازی خوبی را از خود به جا می گذارد و شاید نقطه عطفی برای نگه داشتن داستان دارد اما  مشکل شخصیت سازی در آن وارد است ؛ در واقع شخصیت هارلی را کارگردان یک شخصیت روانی و دیووانه به بیننده نشان میدهد و حتی تاکید بر بیش تر از حد روانی بودن شخصیت در مواجه با جوکر دارد ؛ اما ایا شخصیت هارلی یک فرا انسان است؟
و چرا در فلش بک هایی از گذشته به سکانسی برمیخوردیم که عجیب است. پریدن از ارتفاع در دیگ موادی داغ و پریدن جوکر در آن دیگ داغ ؛ اما هر دو انها خیلی سالم و خیلی مضحک در دیگ مواد داغ معاشقه می کنند وهیچ اتفاقی برایشان نمی افتد. درست است که مبنا براساس تخیل است اما وقتی شخصیتی  فرا انسانی ترسیم نشده است، پس استفاده از محرک های فرا انسانی بسیار غلط و اشتباه است .
فیلم در مورد شخصیت کورکودیل یا کورکودیل انسان نما ؛ هیچ سابقه ای درست و حسابی نمیدهد و اصلا معلوم نمیشود این شخصیت چطور این طور شده است ؟ 
و یا حتی در مورد شخصیت زن شمشیر باز ژاپنی هم فقط در یک پلان صحنه ای از انتقام را نشان میدهد که کاملا گنگ است .
و در بیشتر شخصیت ها ما با دنیای گذشته آنها ارتباطی پیدا نمی کنیم و در حد آشنایی و گذرا رد می شود .
در واقع دی سی با جوخه انتحار بیشتر به جای اینکه همانند مارول دنبال قهرمان سازی باشد به دنبال رقابت در قهرمان سازی است که کاملا در این راه شکست می خورد .
شاید فقط بتوان به دو شخصیت بتمن و سوپرمن اشاره کرد که با سابقه بسیار درخشان در کارنامه دی سی خودنمایی می کنند و  این دو شخصیت توانسته اند در خاطرات جمعی تماشاگران بمانند، اما باز هم در جوخه انتحار ارتباطات غلط بتمن را در معرض نمایش قرار میدهد؛ مثلا مشکل شخصی ددشات با بتمن خیلی خنده دار و مسخره است ؛ و یا در صحنه پایانی فیلم ؛ که بتمن ( با بازی بن افلک) با رییس سیاه پوست دیدار میکند و چند شخصیت دیگری از فرا انسان ها را در حیطه خودش قرار میدهد ؛ بسیار مضحکانه است .
در واقع فیلم بدمن اصلی را کمی بهتر از بدمن در فیلم بتمن علیه سوپرمن نشان داده است ولی بازهم با شاخصه های عجیب بدمن های دی سی طرف هستیم نیروهای به شدت فراقدرت و فرامعنوی که وهله اول بیننده سوال اساسی را اینطور میپرسد که اگر این بدمن این حجم و مقدار نیرو و قدرت را دارد پس چطور می توان آن را شکست داد ؟ و حتی بیننده به این مورد شک می کند که آیا این نوع بدمن سازی قابل لمس است ؟  اما در کمال تعجب و بسیار مضحکانه و خنده دار در پایان فیلم با صحنه ای مواجه میشویم که غیر قابل باور می باشد ؛ چطور این نیرو به این عظمت با استفاده از یک خوشه بمب یا دینامیت و یک شلیک تیر از ددشات کاملا نابود می شود ؟ 
و باز هم مشکل در شخصیت پردازی بدمن های داستان پیش می آید. شخصیت ساحره با استفاده از قلبش که در بیرون بدنش در  دستان زن سیاه پوست قرار دارد خنثی و مطیع می باشد ؛ ولی یک دفعه ورق برمی گردد و خیلی راحت بدون توجه به قلب خود که مرکز مرگ و یا زندگی او است به سمت برادرش می رود و نصف نیروی برادرش را دریافت می کند. فرم و داستان پردازی و نگاه به این  بدمن اشتباه است، و خنده دار تر که با اینکه زن سیاه پوست چاقو در قلب اون فرو می کند اما او هیچ آسیبی نمی بیند و چند آه و ناله بسنده م کند ؛ این غیر از یک داستان مزخرف و درخور دی سی از هیچ جای دیگری بر نمی آید .
توجه کنید به سکانسی که سرباز اصلی به ددشات و بقیه قهرمانان میگوید که مساله کشتن بدمن در واقع رسیدن به عشقش می باشد و در مقابل با شکستن تلفن همراه حود (که باعث می شد کپسول در گردن آنها منفجر شود) به آنها نشان داد که در حرفش صادق است و کمک به او را به حق انتخاب می گذارد و در ادامه بعد از شکست بدمن در کمال ناباوری با پیکر زنده رییس سیاه پوست طرفیم که تلفن همراه خود را در دست دارد و جوخه را تهدید میکند . این چه داستان پردازی ناشیانه ای است ؟ و فیلم پر است از نکات اشتباه داستانی .
و حتی بدمن برادر هم غرق در اغراق است  و نیروی عجیب غریبی که بیننده نمی تواند هضم کند چطور میتوان با این نیرو مقابله کرد .متاسفانه در فیلم جوخه انتحار فرم و رنگ لعاب بصری فدای شخصیت پردازی و داستان سازی درست و درمان شده است و پر از اغراق های بی مورد و شاخه برگهای فرعی بی جهت است .تنها نکته مهم در فیلم ؛ پرداخت به تفکر انسانی و احساس عشق در تعدادی از شخصیت ها می باشد و نگاه انسانی به رابطه هایی که همیشه به واسطه عشق، تبدیل به جوانمردی می شوند و در سایه ی این عشق،  شخصیت ها با یکدیگر متحد شده و بدمن داستان را شکست می دهند.هرچند سابقه بسیار طولانی هالیوود از این نگاه جوانمردی و کمک در راه عشق در تمامی فیلمهای ابرقهرمانیشان مشخص است و از مبانی اصولی داستان پردازی در فیلمهایشان می باشد .
در آخر فیلم، نگاه سطحی گرایانه و بدون تعمق به شخصیت ها و داستان دارد و در زمره آثار غیر قابل قبول فیلمهای ابرقهرمانی قرار میگیرد .
مجتبی یوسفی ـ 95/11/22

سایر اخبار

ارسال دیدگاه جدید

برای ارسال نظر باید وارد حساب کاربریتان شوید یا عضو سایت شوید.